خرید بک لینک
بسم الله دیشب همینطور که روی مبل دراز کشیده بودم و خودم را به جذبه ی نبودن سپرده بودم به سراغم آمد ، خیلی ناگهانی و البته با قدرت تمام یک جوری که باعث شد بنشینم و جدی جدی بهش فکر بکنم ... خروج از این دنیا و رفتن به یک جهان موازی ... بودایی ها ، معتقد به سامسارا ، معتقد به رنج دائمی بشر و از نشئه ای به نشئه ای دیگر رفتن ، ماهیت این دنیا را یکجورهایی خوب فهمیده اند ، اصالت رنج را در آن خوب فهمیده اند . نیروانای من ، آن نقطه ی آرامش در جهان موازی، بودن با عصاره ی خلقت است ، چیزی مثل شاگردی علی علیه السلام، چیزی مثل نوکری حسن علیه السلام ، مثل پروانه ی حسین علیه ا

برچسب: خروج,خروج دم مع البراز,خروج المذي,خروج الدم من الفم في المنام,خروج از ریپورت تلگرام,خروج الدم مع البول,خروج سفیانی,خروج الدم من الفم,خروج هواء من المهبل,خروج مخاط مع البراز, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 6:21

بسم الله

و این نتیجه ی خوبی ندارد ...


تو ، باز هم تو ...



برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 9:09

بسم الله

مردی که می رفت

و

زنی که پشت سرش داد می زد ؛

آرامتر برو پسر زهرا

ظهر بود

یکی بود و

هیچ کس نبود


| مجلس تنهایی ، فاطمه شهیدی |

برچسب: لا یوم کیومک یا اباعبدالله,لا یوم کیومک یا اباعبدالله از کیست,لا يوم كيومك يا ابا عبدالله,لا یوم کیومک یا اباعبدالله یعنی چه,لا یوم کیومک یا اباعبدالله کتاب,جمله لا یوم کیومک یا اباعبدالله از کیست,معنی لا یوم کیومک یا اباعبدالله,حدیث لا یوم کیومک یا اباعبدالله, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 4:56

بسم الله دیروز ، نفیسه مرشد زاده* در صفحه ی اینستاگرامش پستی گذاشته بود در مورد مادرش ، در مورد لباس مشکی های مادرش ، روضه رفتن هایش، پای منبر نشستن هایش و خب جمله ای گفته ای بود در این بین که بعد از مدتها روحم را زنده کرد ، جمله ای که بوی عطر می دهد، جمله ای که انگار ادم را بغل می کند ، روحش را نوازش می کند ، ارامش می کند ، اضطراب هایش را ، لرزش هایش را رام می کند ، ارام می کند ... « عشق وقتی پیر می شود خیلی قشنگ می شود » عشق وقتی پیر می شود خیلی قشنگ می شود ... morshedzade@

برچسب: فهمیدن عشق عاشقی می خواهد, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 6:42

بسم الله

هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست خواهرزاده تان ، برادر زاده تان ، اصلا ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر ، دستش می رود روی یک شماره ...

هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر از دست و پا زدن دل ادمها ، از بغض های گلوگیر ، از ای کاش پیش از این ها ..

بچه است دیگر خبر ندارد که ، خبر ندارد که ....

برچسب: تو بیشتر از من باختی,تو عزیزی بیشتر از جون,تو لیاقتت بیشتر از منه,تورو دوست دارم بیشتر از خودم, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 17:15

بسم الله

ما در گریه های نابهنگام وقت و بی وقتمان ، درحقیقت گرم این اشکهای پنهانی ، ان بخش های دور اما واقعی قلوبمان را ملاقات می کنیم ...

برچسب: باران ناگهان ابر است, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 3:03

بسم الله انگار کن سینه ام را چونان دشت تاول زده ای که صاحبش با پاهای زخمی برهنه، اندوهش را چونان مادر فرزند مرده ای بلند بلند با باد مرثیه سرایی می کند ... حال آدمی که مهربان و صبوری را از خودش ، به جرم قواعد ناکوک دنیا می راند و او باز صدایش می کند ، مهربانم .... چطوریست ؟! حال دلی که زخمی است و درد می کند چطوری است ؟حال دلی که مهربانی و نامهربانی اش زخمی است ، هر دو زخمیست چطوریست ؟حال دلی که دارد بلند بلند مویه می کند چطوری است؟ هان ؟چطوریست ؟حال دلی که داغ دارد می سوزد چطوری است ؟! چطوریست ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 7:45

بسم الله سلام جناب « همراه » ، نمیدانم شما این پست را می خوانید یا نمی خوانید ، نمیدانم شما خواننده ی ثابت هستید یا گذرتان اتفاقی به این وبلاگ افتاده و خب پست قبلی را خوانده اید و برایم کامنت گذاشته اید ، من هیچ کدام از این ها را نمی دانم ، فقط چون کامنتتان خصوصی بود و من نمی توانستم جوابتان را بدهم تصمیم گرفتم یک نامه ی کاملا اختصاصی بهتان بنویسم چون از کامنت مهربانتان خیلی خوشم آمد ، جدی می گویم ازش خیلی خوشم امد ، و این خوش امدن در مرحله ی دوم اتفاق افتاد ، یعنی اولش یک کم عصبانی ام کرد ، ولی بعد ازش خوشم امد چون خیلی مهربان بود ، عین مادری که به بچه اش

برچسب: برسد به دست غزل خانم شاکری,برسد به دست تو,برسد به دست دوستم ماهی,برسد به دست آینده,برسد به دست,برسد به دست معلم عزیزم,برسد به دست بابا,برسد به دست آقای,برسد به دست یک خسرو,محرمانه برسد به دست دختر ایران, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 7:43

بسم الله

در پس هر زخمی زندگیست

در برابر زندگی زخم هایی *

....

یک جای این شعر می لنگد

در پس تو زندگی ؟!

نه ، نه

در پس تو ،

باز هم زخم هایی ...


* شمس لنگرودی


برچسب: حال من بعد از تو,من بعد از تو,رمان من بعداز تو,من پس از عشق تو بر عشق جهان میخندم,من اختیار نکردم پس از تو یار دگر,دنیای من بعد از تو نابوده,محبوب من بعد از تو گیجم,دنیای من بعد از تو نابوده پویا بیاتی,رمان من بعد از تو 2,محبوب من بعد از تو گیجم بی قرارم, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 7:43

بسم الله شاید نوشتنش خیلی مودبانه نباشد ولی باور بفرمائید درمان بعضی چیزها فقط گفتن یک « به درک »است ، اتفاقا خیلی هم خوب کار می کند ، اصلا معجزه می کند ، انگار که به درک یک چیزی ، یک جایی باشد که ادم می تواند چیزهای اضافی، بدردنخور، مزاحم ، ناکارامد ، ازاردهنده یا هر چیز دیگری در همین خانواده را بهش عودت بدهد ، سیاه چاله ای، اهن ربایی ، یک میدان مغناطیسی ، یک همچین چیزی که می شود روی جذبش حساب کرد ...می گویم به درک ، چند بار محکم و از ته قلب می گویم به درک و خلاص می شوم ...کار می کند ، به درک خیلی خوب کار می کند !!!

برچسب: obw meaning,obw petaluma,obw dock hop,obw 2016,obw sf,obw novato,obw band,obw menu,ovw wrestling,obw mpq, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 7:43

بسم الله

در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را

...

برچسب: چه دیر آمدیم ما, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 7:43

بسم الله

بعضی وقتها هم هست که فکر می کنی می شود ، که به خودت می گویی چرا پیچیده اش می کنی ، مگر زندگی همین سادگی ارام و مهربان نیست ، مگر همه ، همین را نمی خواهیم ؟

خب واقعیت این است که می خواهیم ولی رسیدن به ان سادگی خودش پیچیدگی هایی دارد که اصلا انگار نمی شود و خب نشد دیگر !!!

:|

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 7:43

صفحه بندی